آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

شعری از نغمه مستشار نظامی

| سه شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۳ ب.ظ | ۱ نظر

می خواستم برای تو چیزی ولی نشد

پیراهن سپید و تمیزی ولی نشد

من باشم و تو باشی و باغ و دو صندلی

من باشم و تو باشی و میزی ولی نشد

سوغات جاده های سفر را بیاورم

بنشینم و تو چای بریزی ولی نشد

می خواستم برای خودم دست و پا کنم

از چنگ عشق راه گریزی ولی نشد

یا لا اقل بدون تعارف بگویم از

اینکه برای من چه عزیزی ولی نشد

گفتی بخند و قول بده بعد از این دگر

در پیش چشمم اشک نریزی ولی نشد

گفتم قبول کن که کسی عاشقت شده

می خواسته برای تو چیزی ولی نشد

نظرات  (۱)

من باشم و تو باشی و میزی ولی نشد..

زیبا...
پاسخ:
تشکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی