از
 خیابان عبور میکنی و عاشقم میکنی به آسانی - 
مینشینم به جای بم در شعر، میشوم یک نماد ویرانی - -
 این طرف من به لرزه می افتم از قدم های با صلابت تو - 
آنطرف تر هم عاشقت شده است یک پسر بچه ی دبستانی - -
 وسط روزهای معمولی،تا حواسش پی تو راه افتاد -
 پشت سر هم اضافه خدمت خورد،کهنه سرباز توی دژبانی - -
 و تو انگار آفریده شدی،صبح تا شب بی اعتنا به همه -
 در خیابان فقط قدم بزنی، دل یک شهر را بلرزانی - - 
توی تاریخ دست میبری و چارده قرن میروی به عقب -
 جای شیرین تو میروی این بار توی دربار شاه ساسانی - -
 این خیالات خام بی حاصل- فیلم یا خواب - هرکدام که هست - 
مینشینم کنار پنجره تا برسد به سکانس پایانی - -
 از خیابان عبور میکنی و من به این فکر میکنم که فقط -
 قصدش از خلقتت همین بوده ، دل یک شهر را بلرزانی...
 سید مهدی رضوی