امروز با خودمون گفتیم تا سد بریم و بیاییم

ولی فکرشو نمی کردیم که ملت هم همین فکر رو بکنن

انقدر شلوغ بود که انگاری ملت اومدن پیشواز سیزده بدر

فقط نمی دونم چرا هر وقت می رویم بیرون، خدا میزاره تو کاسمون و بارون می باره.

سهراب هم دروغگو از آب در اومد، یادتونه که چی می گفت:

« پشت دریا شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است».

ما که هر چی جلوتر رفتیم، بعد از سد شهری نبود و به اجبار اون همه راه رو برگشتیم.

در واقع ته جاده ی سد می رسه به روستای یدک که آخرین روستا است.

قوچان- سد تبارک