تا به حال چند بار خدا را به خاطر نعمت هایش شکر گفتیم نعمتهایی که به انسان نزدیک اند ولی دیده نمی شوند وفقط با چشم مسلح! نه ببخشید با چشم بصیرت می شود آن ها را دید.

یکی از این نعمت ها دهان است، که  به هنگام نیاز با تُفِ دهان اجسامی را به اجسام دیگر می چسبانیم؛ در بعضی اوقات هاه کرده و آینه را تمیز می کنیم؛ در میزبانی از میهمان خمیازه ای کشیده و میهمان را روانه خانه اش می کنیم؛ با فوت کوزه گری چای سرد کرده، فلوت زده و یا بخاری و اجاق زبان بسته را روشن می نمایبم؛ دیده شده در بعضی موارد ناچیز هم با آن غدا می خورند.

  و اما زبان، همان زبانِ بی زبانِ مادر مرده که حلال بسیاری از مشکلات است و کاراییِ بس عجیب ناک دارد. در ادارات پست از آن برای چسباندن تمبر بر روی پاکت استفاده می کنند؛ در هنگام رانندگی در تقاطع آن را به ارتفاع سه متر از درون دهان بیرون آورده و برای گردش به راست یا چپ آن را بالا و پایین می برند؛ در هنگام خطر، برای در امان بودن جان خود با آن نیش می زنند و در پاره ای اوقات طرف مقابل را می گزنند؛ دیرینه شناسان از روی جسد انساهای آدم پی به قدرت تکلم توسط زبان هم  بردند.

گوش، گوش عنصری است قیفی شکل که در دو طرف سر قرار دارد که دانشمندان بعد ها لوله ای باریک و مویی شکل را در وسط آن دو کشف کردند. این سیستم همانند سیاه چاله عمل کرده و همه ی فرامین و پند و اندرزها را از یک طرف داخل و به سرعت نور از طرف دیگر خارج می کند طوری که مغز هیچ گونه عکس العملی نسبت به آن نشان نمی دهد. تنها کاربرد گوش، چسباندن آن به دیوار و نشیندن حرف های همسایه می باشد، دانشمندان خاطر نشان کردند که با چسباندن یک گوش به دیوار، گوشِ دیگر نیز بسته شده و صداهای اطراف به طور دقیق به مغز منتقل می شود.

بینی، مطالعات نشان داده که نه تنها چشم ها و زبان قادر به حرف زدن هستند بلکه بینی هم این توانایی را دارد و تا لحظه ی نوشتن این متن توانسته کلمه ی مفیدی را بازگو کند؛ کلمه ای که همه به گفتن آن عادت دارند، به طور مثال در هنگام پرسیدن اینکه چایی میل دارید؟ می توانید بینی را جمع کرده و به عقب بکشید، در این هنگام کلمه ی «نه »ادا می شود و طرف مقابل کاملا در جریان قرار می گیرد.