سیدعابدین نورالدینی: انصراف مهرداد بذرپاش از کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم بذر امید را در دل نسل جدید حزب‌الله کاشت؛ امید به ارتقای سطح سیاست‌ورزی انقلابی در نسل سوم انقلاب اسلامی ایران. آنچه بذرپاش کرد نور امید بود در آنچه طی هفته‌های اخیر امت حزب‌الله از احساس تکلیف‌های نابهنگام دید. از خودگذشتگی و ذکاوت توأمان بذرپاش در انصراف از ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری به وضوح قابل رؤیت بود.
مهرداد بذرپاش طی یک سال اخیر بیشتر از همه کاندیداهای جبهه مردمی انقلاب اسلامی به سفرهای استانی رفت، دیدارهای مردمی داشت و از نزدیک در جریان مطالبات عمومی مردم قرار گرفت. از جلسات متعدد با جوانان و نخبگان در محیط‌های دانشگاهی  و مساجد تهران، اصفهان، فارس، مازندران و... گرفته تا حضور در روستاهای دورافتاده خراسان‌جنوبی و دیدار با خانواده شهدای اهل‌سنت، یک واقعیت بزرگ و مهم را برای پسر محجوب و نجیب حزب‌الله عیان‌تر از هر زمان کرد؛ بذرپاش ایران را دید و شنید که «شکم گرسنگان میل به تفاخر ندارد».
بذرپاش البته همزمان مجموعه‌ای از جوانان نخبه و انقلابی را در کنار خود جمع کرد. بذرپاش، بسیجی از جوانان انقلابی را در سراسر کشور به‌وجود آورد. جوانانی که عمده آنها بالاترین مدارج دانشگاهی را کسب کرده‌اند و دغدغه آباد کردن سرزمین خود را دارند. آنچه بذرپاش کرد این بود که ظرفیت این جوانان نخبه و البته کارآزموده را در راستای تغییر وضعیت موجود منسجم کرد. از سوی دیگر با تشکیل و راه‌اندازی جریان مردمی انقلابی «جماران» فرزندان نسل سوم خمینی کبیر(ره) وارد مرحله کادرسازی و تبیین و تدوین فعالیت انقلابی برای نجات کشور از وضعیت اقتصادی فعلی شدند. جوان نخبه حزب‌اللهی اگرچه ارتباط میدانی با مردم و نیز همفکری نخبگانی با جوانان انقلابی را به صورت همزمان در دستور کار قرار داد اما نشان داد در مسیر مقابله با جریان فرتوت مدیریت اجرایی وابسته و ناتوان فعلی،  متعهد به مصالح و منافع جریان انقلاب است.

بذرپاش در حوزه جریانی نیز هم‌افزایی جریان انقلاب برای عبور از دولت پیر و خسته را در اولویت دانست. از همان ابتدا تدبیر جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی را پذیرفت و برنامه‌ها و پیشنهادات خود برای بهبود وضعیت فعلی کشور را با آنها به اشتراک گذاشت. او برنامه‌های خود را هم در جمع کمیته‌ها و نیز در دومین مجمع ملی نیروهای انقلاب اسلامی تبیین کرد. رای سوم بذرپاش در انتخابات دومین مجمع ملی جبهه مردمی نشان داد نخبگان انقلابی در سراسر کشور به این جوان خوشفکر و محجوب امید و اعتماد دارند. شورای مرکزی جبهه مردمی نیز به این اعتماد عمومی به بذرپاش اعتماد کرد و بذرپاش آماده ثبت‌نام برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم شد.
بذرپاش همه فعالیت‌ها و اقداماتی را که برای یک کاندیداتوری عالمانه و هدفمند باید انجام می‌داد، انجام داد؛ هم در عرصه میدانی مطالبات عمومی مردم را از نزدیک شنید، هم با تشکیل یک تشکیلات جوان نخبه، یک برنامه مدون برای حل این مشکلات تهیه کرد و هم اطمینان و اعتماد ریش‌سفیدان حزب‌اللهی برای عرضه این برنامه در انتخابات را کسب کرد.
با این حال اما جوان محجوب و نجیب حزب‌الله  دیروز به ستاد انتخابات رفت و به‌رغم آنکه برخی خبرگزاری‌ها خبر ثبت‌نام او را منعکس کرده بودند، برای کاندیداتوری ثبت‌نام نکرد و گفت به نفع «جریان انقلاب» از کاندیداتوری انصراف می‌دهد. در انصراف بذرپاش ایثارگری و هوشمندی مشهود است. او با حضور در ستاد انتخابات کشور و استفاده از ظرفیت انبوه رسانه‌های حاضر، در حالی که همه در انتظار ثبت‌نام او بودند، به نفع جریان انقلابی انصراف داد، چرا که آنچه برای بذرپاش در اولویت نخست قرار دارد، تغییر مدیریت اجرایی در انتخابات پیش روست. تجربه 92 پیش روی ماست و همه دلسوزان واقعی ایران اسلامی، هزینه‌های تشتت نیروهای انقلابی در آن انتخابات را در این 4 سال لمس کرده‌اند. بذرپاش به نفع حزب‌الله کنار کشید، چرا که معتقد است «کسانی که تاریخ را نمی‌دانند یا از تاریخ عبرت نمی‌گیرند؛ محکوم به تکرار آن هستند». تجربه 92 به ما می‌گوید برخی احساس تکلیف‌های نابهنگام به مثابه تیر زدن به پای خود و لنگان کردن حرکت جبهه انقلاب است. بذرپاش به پای خودش شلیک نکرد و حرکت جریان حزب‌الله را سرعت بخشید.

او در روزهایی که برخی قیافه «استقلال‌نمایی» گرفته‌اند؛ فریاد «واِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ‌الله جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا» سر داد تا نشان دهد این بار این نسل سوم انقلاب است که منادی و پرچمدار دلسوزی و خردمندی برای انقلاب و گفتمان انقلابی است.
از نگاه جوان محجوب انقلابی، کشور ما جزئی از وجود ماست. پس به خودمان نمی‌توانیم خیانت کنیم. ما آنچه در آتش از دست دادیم این‌بار در خاکستر پیدا می‌کنیم.