عشق یعنی یه یگان، یه یگانِ توی پادگان

 

عشق یعنی گروهانِ پنج باشی توی پادگان

 

عشق یعنی یه جناب، یه جنابِ ستوانِ تمام

 

عشق یعنی وکیلی، باشه فرمانده ی گروهان

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی استوار، سرکار استوار پادگان

 

عشق یعنی استوار، عبداللهی باشه تو یگان

 

عشق یعنی گروهبان، گروهبان اوّل تو یگان

 

عشق یعنی کوچک زا  یی باشه گروهبانِ گروهان

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی یه گردان، یه گردان چار تو پادگان

 

عشق یعنی که فوقِ دیپلم و لیسانسند تو یگان

 

عشق یعنی یه جناب، یه جنابِ سرهنگِ تمام

 

عشق یعنی اصغری، باشه فرمانده گردان چار

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی که سرباز، راحت باشه توی پادگان

 

عشق یعنی که زینتِ کشور باشی توی پادگان

 

عشق یعنی یه سرباز، به دست گرفته یه سلاح

 

عشق یعنی که میره، رژه جلو سرهنگ تمام

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی که غذات، باشه چلوکباب تو یگان

 

عشق یعنی نخوری، حتی یه روزم آش تو یگان

 

عشق یعنی که گشتی، یا نگهبان باشی تو یگان

 

عشق یعنی آماده، باش بخوره بهت تو یگان

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی که امیر، نداشته باشی تو یگان

 

عشق یعنی حسنی، باشه جانشینش تو یگان

 

عشق یعنی پادگانِ صفرچارِ بیرجند و تمام

 

عشق یعنی که هتل، باشه پادگان ارتش والسلام

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی بیدارباش، ساعت چارونیم تو یگان

 

عشق یعنی بخوابی، تا دو سه ساعت بعد آن

 

عشق یعنی خاموشی، ساعت نه شب تو یگان

 

عشق یعنی نخوابی، تا نیمه های شب تو یگان

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی دی وی دی، عشق یعنی سرصدا

 

عشق یعنی پادگان و رو سرش بزاره گروهان

 

عشق یعنی شکنجه، عشق یعنی گیرودار

 

عشق یعنی که بری، جلوی ستاد گردان چار

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی اردوگاه، بین جاده بیرجند زاهدان

 

عشق یعنی که بریم و غمی نباشه توی آن

 

عشق یعنی که سرما، عشق یعنی سوز و ساز

 

عشق یعنی منجمد، بشی توی اون آب و هوا

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

 

عشق یعنی یه تیربار، باشه دست سرهنگِ تمام

 

عشق یعنی بگیره، تیربارو به سمتِ گروهان

 

عشق یعنی که فحش و، ناسزا بشنوی تو یگان

 

عشق یعنی که بشه، گروهانت سوّم تو گردان

 

من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردان چارم هستم جناب

 

عشق یعنی که ترخیص، بشی توی یگان و تمام

 

عشق یعنی که بری، و نباشی توی گروهان

 

عشق یعنی خاطرت، به جا بمونه تو یگان


عشق یعنی که گردان، راضی باشه از دست یگان


من از تبارِ گروهانِ پنجِ گردانِ چارم هستم جناب

پ ن: این شعر رو دی ماهِ سال ۹۰ در وصف آموزشی ۰۴ خوسف گفتم. تو وبلاگ قبلیم جا مونده بود الان منتقلش کردم به اینجا