می سوزی از اشتیاقم

ای سمت چپ، بالای سایت

پدر من تا در اومد

خبری از تو نیومد

قدری ندارم تحمل

تا سایتتو بکنم باز

من ماندم و این دوراهی

مخابرات یا که ژورنال

گور بابای لیسانسم

عشق است فقط ژورنالیست کار

مقاله یا که گزارش

عکاسی یا که رایانه

آخر تو با من چه کردی

ای سمت چپ، بالای سایت

هر لحظه در خاطر من

هر لحظه جلوی چشمام

می آیی و می کنی ناز

ای سمت چپ ، بالای سایت

داغ غم عشق ژورنال

هرگز ندارم تحمل

ای ترم آخر کجایی

تا بگیرم مدرکم را

هر نکته جا و مکانی

هر سخن و هر بیانی

اما فقط یک کلام است

عشق است فقط ژورنالیست کار

از شدت عشق به تو

یک کوه بگو تا بکنوم

هفت تپه یا که کوسنگی

مثل مجنون یا که فرهاد