برگ خشکم
از درخت افتادم
ساقه هم تاب من پیر نداشت
وقت سبزی و جوانی که گذشت
در همان خش خش یک روز خزان
زیر پای عابری
بهر یک خاطره ای خرد شدم
«محمدرضا صادق»