آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

۲۵ مطلب با موضوع «نوشته های ساده :: منzoom» ثبت شده است

شعری با لهجه آبادانی قوچانی (خشم استاد)

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۵۴ ق.ظ

دیشب خواب استاد و دیدُم دوباره

دیدُم که لبخندی بر چهره داره

وقتی که نزدیک استاد رسیدُم

تازه فهمیدُم که چی تو سرش داره

نگاش کِردُم، ایجوری کِرد*۱

صداش کِردُم، یجوری کِرد

صدام لرزید، چشام گریون، ایجوری کِرد*۲

استاد فقط بیست پنج صدم، جون حُسینت

ای ترم، ترمِ آخرُمه، جونِ حُسینت

استاد که  ای حرف رِ شنید

یهویی از جایش پِرید

یک چَک که تو گوشُم کِشید

حسابِ کار دستُم رِسید

خونِت مگه رنگین تر از الباقیایِ

جونِت مگه عزیزتر از الباقیایِ

از او جایی که مُ تِ رِ  خیلی مُخامِت

ترمِ بعدَم هستی پیشُم، جمع کن پِلاسِت

(شاعر: خودم)

پ ن: ۱و۲: حالت اَخم


سلام

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ق.ظ

آهای فلانی سلام، خوش اومدی ای همسر من، خسته نباشی کدبانو

آهای فلانی سلام، پرستوی مهاجر من، صفا دادی به خونمون

وقتی رسیدم به خونه،بوی خوش غذا اومد،مگه چی پخته بودی

وقتی رسیدم به خونه،بوی چایی نعنا اومد،تو چی دم کرده بودی

...ادامه دارد.

شکایت می کنم

پنجشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۸ ق.ظ

بشنو از من چون شکایت می‌کنم

از در و دیوار منزل‌مان حکایت می‌کنم

چون که باشد چلستون اندر سرا

لکن از نصف جهان، بنده شکایت می‌کنم

چون درون آشپزخانه باشد سکوهای افتخار

از همین رو از مقام اول آن هم شکایت می‌کنم

چون که آسایش نباشد در محل

از خود همسایه‌ها، بنده شکایت می‌کنم

چون در آپارتمان برقی بود

در همینجا از بابا برقی شکایت می‌کنم

چون که شکوادانیم پر گشته است

بنده از تخلیه چاه هم شکایت می‌کنم

  • ۰ نظر
  • ۲۹ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۸

به سراغ من اگر می‌آیید؛ پشت یک نیسانم!

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۵۰ ق.ظ

به سراغ من اگر می‌آیید

پشت یک نیسانم

پشت یک نیسان جایی است

که فقط لوتی‌ها

می‌نشینند در آن

پشت نیسان

تا بخواهی جا هست

همه خربزه‌ها

همه آلوها

می‌شوند آنجا جا

من صدا در دادم

تا خرند آن‌ها را

تا که پولی به کف آرم و به غفلت نبرم

به سراغ من اگر می‌آیید

جیب‌تان پر پول

لبتان خندان باد

  • ۰ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۵۰

عشق است فقط ژورنالیست کار

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۴:۵۶ ب.ظ

می سوزی از اشتیاقم

ای سمت چپ، بالای سایت

پدر من تا در اومد

خبری از تو نیومد

قدری ندارم تحمل

تا سایتتو بکنم باز

من ماندم و این دوراهی

مخابرات یا که ژورنال

گور بابای لیسانسم

عشق است فقط ژورنالیست کار

مقاله یا که گزارش

عکاسی یا که رایانه

آخر تو با من چه کردی

ای سمت چپ، بالای سایت

هر لحظه در خاطر من

هر لحظه جلوی چشمام

می آیی و می کنی ناز

ای سمت چپ ، بالای سایت

داغ غم عشق ژورنال

هرگز ندارم تحمل

ای ترم آخر کجایی

تا بگیرم مدرکم را

هر نکته جا و مکانی

هر سخن و هر بیانی

اما فقط یک کلام است

عشق است فقط ژورنالیست کار

از شدت عشق به تو

یک کوه بگو تا بکنوم

هفت تپه یا که کوسنگی

مثل مجنون یا که فرهاد

  • ۲ نظر
  • ۰۶ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۶