آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

۱۱ مطلب با موضوع «آموزش روزنامه نگاری» ثبت شده است

قالب مطالب

در این مطلب می‌خواهیم در مورد قالب و فرم‌های نوشتن صحبت کنیم. خب ما کلی فرم و قالب در نوشتن داریم. از رمان و داستان کوتاه و مینیمال بگیر تا گزارش و یادداشت و مقاله و...

در مورد هر کدام هم کلی کتاب و جزوه تهیه شده است. ولی آیا کسی که به نوشتن علاقه دارد لازم است برود سراغ خواندن این چیزها؟ جوابش مشخص است.

اگر می‌خواهید نویسندگی را حرفه‌ای ادامه دهید، بله؛ حتما لازم است. ولی اگر هدف‌تان از نوشتن بنویسید صرفا بیان حرف‌ها و عقایدتان و به اشتراک گذاشتن آن است، من می‌گویم الزامی در کار نیست؛ البته حرفم به این معنی نیست که اگر رفتید سراغ خواندن مراجع مربوط به نویسندگی، ضرر می‌کنید.

پیشنهاد من به شما به جای رفتم به سراغ کتاب‌ها و جزوات آموزشی، خواندن نمونه‌های خوب است. مجلات را ورق بزنید و گزارش‌ها و یادداشت‌ها را بخوانید، در آن‌هایی که به دل‌تان نشست و از سبک نوشته‌ شدنش خوش‌تان آمد، دقیق شوید. ببینید مطلب چطور شروع شده، بسط داده شده و در انتها چطور جمع شده است. بعد سعی کنید همین روش‌ها را در مطالب خودتان پیاده کنید.

رمان و داستان بخوانید، ببینید نویسنده از چه زاویه‌ دیدی وارد ماجرا شده. توصیفات و عبارات بامزه را در ذهن‌تان نگه دارید. دقت کنید نویسنده چطور ماجرا را روایت می‌کند، کجا سرنخ‌ها را رو و چالش‌ها را به داستان اضافه کرده است. بعد شما هم می‌توانید با همین تجربیات هر وقت یک سوژه خوب داشتید، یک داستان قشنگ بنویسید.

حرف آخر این است، قبلا هم گفتیم در این پاتوق قصد نداریم مباحث خشک تئوریک را بیان کنیم. پس در مورد قالب و شکل و شمایل نوشتن مطلب باید بگویم هیچ توصیه‌ای بهتر از نگاه کردن به نمونه‌های خوب و تقلید از آن ندارم. این طوری بعد از مدتی و با تغییر در سبک‌ها، قطعا به مدلی خواهید رسید که منحصر به خود شماست.

.....................

منبع: سایت جیم jeem.ir

۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر

ریز کردن سوژه + خبرنگاری بی بی سی

لان و در این‌جا قصد داریم تا در مورد یک موضوع مهم صحبت کنیم. این‌که حالا که یک سوژه خوب انتخاب کردیم و می‌دانیم که یک متن باید چه اجزایی داشته باشد و چه کیفیتی؛ اصلا چه چیزی بنویسیم؟!

مثلا من می‌دانم که نوشتن در مورد متکدیان خیابانی سوژه خوبی است، چون اکثر مردم با آن موجه شده‌اند و یک معضل اجتماعی است. اما وقتی پای نوشتن می‌آید، می‌مانم که خب حالا قرار است چه بنویسم؟! در حقیقت لازم است که من اول سوژه‌ام را ریزتر کنم و بعد هم مشخص کنم که چه باید نوشت. از کجا باید فهمید چه باید نوشت؛ این‌جا قرار است با بیان تجربیات‌مان چند راه حل مناسب پیدا کنیم.

 

|| نیاز و خواسته مخاطب را بشناس

اول این‌که من باید بدانم، چیزی که می‌خواهم بنویسم، یا باید نیاز مخاطب من باشد یا خواسته و علاقه او (البته این نیاز و خواسته در اکثر موارد مرز باریکی دارند و حتی در هم تنیده‌اند). پس با این اوصاف خیلی چیزهایی که در ذهن‌مان می‌گذرد را می‌شود گذاشت کنار.

در همین مثال متکدیان خیابانی، اگر من بروم و از اسم این آدم‌ها بنویسم که مثلا در محله ما 10 متکدی اسم‌شان اصغر است و 5 نفر کامبیز، نه نیاز مخاطب من است و نه خواسته و علاقه او. ولی اگر من بروم از درآمد آن‌ها بنویسم این چیزی است که مورد علاقه مخاطب است و برای خود من هم سوال است که این متکدیان چقدر در روز درآمد دارند؟ و برای شنیدن جوابش مشتاق هستم.

یا اگر بیایم و در مورد این بنویسم که دستور دین برای ما چیست وقتی کسی آمد جلوی‌مان و گفت به من کمک کن، بچه مریض دارم یا نسخه دکتر دارم ولی پول ندارم؛ این می‌شود تشخیص نیاز مخاطب. چون یک بچه شیعه باید بداند دینش و امامش در این باره چه چیزی گفته است.

* یک نکته مهم این‌که خیلی چیزها نیاز ماست، ولی بعضی وقت‌ها حال و حوصله خواندن و شنیدن در موردش را نداریم و بعضی وقت‌ها برعکس تشنه آن هستیم. تشخیص این زمان کار نویسنده آگاه است و در خوانده شدن مطلبش خیلی نقش دارد. این جور مواقع باید جو موجود در فضای مخاطب را درست درک کرد و این کار بیشتر با حضور و پرس و جو در آن جمع ممکن است.

 

|| این سوال‌ها را حتما از خودتان بپرسید

چند تا سوال هست که پرسیدن آن از خودمان، خیلی به این‌که چه چیزی بنویسیم کمک می‌کند.

- آیا نوشته من به حل معضل کمک می‌کند؟

- آیا اطلاعات یا نگاه جدیدی به مردم می‌دهد؟

- آیا از تکرار یک اتفاق بد جلوگیری می‌کند یا باعث تکرار یک اتفاق خوب می‌شود؟

.....................

منبع: سایت جیم jeem.ir

.......................

خبرنگاری به روش بی بی سی

دریافت
حجم: 1 مگابایت

۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر

شکسته نویسی + خبرنگاری رویترز

| شکسته نویسی ممنوع!

شاید برای شما هم پیش آمده باشد. مطلبی برای ما فرستاده‌اید، مثلا این جمله در آن بوده «منم کتابو ورداشتم بردم انداختم توی گنجه قایم کردم.» بعد این جمله شما به این شکل تغییر پیدا کرده است. «من هم کتاب را برداشتم و داخل گنجه قایمش کردم»

بعد از انتشار مطلب، شما پیام زدید و با آرزوی سلامتی برای کسی که این بلا را سر مطلب شما آورده، از او علت را پرسیده‌اید.

اول بگویم که هیچ اجباری برای شکسته ننوشتن نیست. همان‌طور که خیلی از نویسندگان معروف مجلات، یادداشت‌های طنز خود را کلا شکسته می‌نویسند. ولی ما برای این تصمیم که در سایت جیم گرفتیم، چند دلیل داشتیم. دلایل‌مان را می‌گوییم، بعد در نظرات در موردش با هم صحبت می‌کنیم.

- انسان حافظه‌ای دارد از نوع دیداری. وقتی شما شکسته می‌نویسید، از خط الرسم آشنا با چشم مخاطب‌تان دور شده‌اید و این یعنی، مخاطب برای خواندن مطلب شما باید انرژی بیشتری صرف کند، علاوه بر این‌که سرعت خواندش کم می‌شود. گاهی هم این شکسته نویسی باعث کژتابی و اخلال در انتقال پیام می‌شود.

- دلیل دوم این است که شکسته نویسی جایی دارد، مثلا شما قصد دارید در نقل قول‌ها با شکسته نویسی مدل یا حس شخصیت نوشته خود را منتقل کنید. حالا اگر مطلب شما از اول شکسته نوشته شده باشد، شما از این فرصت طلایی محروم هستید.

- سوم این‌که کم کم با ورود گویش‌ها و لهجه‌ها، گاهی متن نا خوانا می‌شود. مثلا کل مطلب را به لهجه مشهدی نوشتن، فقط خواننده مطلب را به مشکل می‌اندازد.

یک مثلا می‌گویم خودتان قضاوت کنید.

** به کنار اون کودک رفتمو دیدم داره گریه می‌کنه، بهش گفتم چی شده؟ گفت: «مامانمو می‌خوام...» و دوباره زد زیر گریه.

** به کنار آن کودک رفتم. گریه می‌کرد. به او گفتم چه شده؟ گفت: «مامانمو می‌خوام...» و دوباره زد زیر گریه.

در کدام مورد حس بچه بهتر منتقل می‌شد؟ شما در جمله اول قدرت جمله «مامانمو می‌خوام» را از دست داده‌اید، چون کل متن به همین منوال نوشته شده است.

 

|| چیزی که مطلب را صمیمی می‌کند ادبیات مطلب است

بعضی از نویسنده‌ها به این دلیل شکسته می‌نویسند که فکر می‌کنند، در غیر این صورت، مطلب‌شان صمیمی نیست و مخاطب را پس می‌زند. در جواب این دوستان باید بگویم که این موضوع قطعا اشتباه است و مثال نقض برای این استدلال داستان‌های زیبای جلال آل احمد است. ادبیات داستان آن‌قدر روان است که هیچ وقت از خواندن آن خسته نمی‌شوی. جملات کوتاه، ادبیات نزدیک به گفتار، به دور از کلمات و اصطلاحاتی که برای گوش غریبه و سنگین باشد. البته که همه این ویژگی‌ها را دارد و شکسته‌نویسی ندارد.

شما با استفاده از ادبیات می‌توانید نوشته خود را صمیمی، جذاب، خواندنی و پر از احساس کنید.

یک مثال ساده می‌زنم. به جمله «من امروز به بازار رفتم» دقت کنید. ساختار جمله آن‌قدر کهنه و تکراری است که فکر می‌کنید این جمله از سال‌های اول ابتدایی تا الان جلوی چشم شما بوده. کافی است ده دقیقه به یک متنِ پر از امثال این جمله نگاه کنید تا حال‌تان از خواندن هر نوشته‌ای بهم بخورد.

حالا من با نزدیک کردن ادبیات همان جمله به گفتار، اصطلاحا از آن «آشنایی زدایی» می‌کنم. کافی است بنویسم «امروز رفتم بازار». این چیزی است که خواننده مطلب به جمله اول ترجیح می‌دهد. البته کار من در مبتدی‌ترین سطح (و شاید زیر آن) انجام شد. شاید کسی که دارد یک داستان می‌نویسد و می‌خواهد از زبان یک آدم عشق خرید این جمله را نقل کند بنویسد: «امروز بهترین لباسم را پوشیدم و به دیدن بازار عزیزم رفتم.»

در مجموع راه‌های زیادی برای آشنایی زدایی از متن وجود دارد. نزدیک کردن زبان نوشته به گفتار، استفاده از اصطلاحات و کلمات زبان محاوره یک صنف خاص یا مردم کف خیابان، کوتاه کردن جملات و خیلی چیزهای دیگر که من یاد ندارم و شما قرار است در نظرات به آن اشاره کنید.

..................

منبع: سایت جیم jeem.ir

....................

آموزش خبرنگاری به شیوه ی رویترز

دریافت
حجم: 526 کیلوبایت

۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر

مقدمه، بدنه اصلی، پایان بندی + گزارش نویسی

بنا نبوده در این‌جا بحث تئوری و تخصصی انجام بدهیم. می‌خواهیم یک چیزی بگوییم که ملموس و قابل اجرا باشد. چند مطلب از روزنامه یا مجله انتخاب کنید، آن‌ها را بخوانید، ببینید آن‌ها را به چند قسمت کلی می‌شود تقسیم کرد؟ اکثر مطالب (و ما بیشتر با همین‌ها سر و کار داریم) از گزارش بگیر تا مقاله و نقد و یادداشت را می‌توان به سه قسمت کلی تقسیم کرد. 1. مقدمه، 2. بدنه یا متن اصلی و 3. پایان بندی. این موضوع در گزارش و مقاله به شدت محسوس است و در فرم‌هایی مثل یادداشت و مصاحبه کمتر به چشم می‌آید (ولی هست).

اصلا بنا نداریم این‌جا بگوییم: «اهم اهم، خوب انواع لید (مقدمه) در گزارش؛ لید توصیفی، لید کوفته قلقلی(!)، لید کمبزه با خیار(!) و...» خلاصه قصد نداریم کلی اسم این‌جا لیست کنیم و جلوی هر کدام‌شان هم دو خط تعریف.

 

مقدمه مطلب بعد از تیتر مهم‌ترین قسمت مطلب به شمار می‌رود. خواننده، تیتر مطلب شما را می‌بیند و جذب آن می‌شود، رویش کلیک می‌کند و شروع به خواندن مقدمه آن می‌کند. اگر مقدمه کشش لازم را داشت؛ به احتمال زیاد خواننده تا ته مطلب می‌رود، ولی اگر مقدمه به جای جاذبه، دافعه داشت؛ خیال‌تان راحت که یک نفر هم مطلب شما را تا ته نمی‌خواند.

من پیشنهاد می‌کنم در نوشتن بخش ابتدایی مطلب یا همان مقدمه حسابی حوصله به خرج دهید. فعلا کاری ندارم که در چه فرمی دارید مطلب می‌نویسید، خاطره است یا یاداشت یا گزارش و هرچه... شما می‌توانید با گفتن بعضی چیزها مقدمه‌تان را جذاب کنید. مثلا اگر بهانه ویژه‌ای برای نوشتن مطلب دارید، آن را در مقدمه بیارید، یا اگر مطلب شما شامل یک داستان خنده‌دار، جذاب، یا تکان دهنده است، حتما آن حادثه یا بخشی از آن را در مقدمه بیاورید. بعضی وقت‌ها هم طرح یک سوال یا گفتن یک خبر مهم باعث پر کشش شدن مقدمه می‌شود.

+ بقیه‌اش را شما در قسمت نظرات بگویید. با چه ترفند‌هایی می‌شود مقدمه مطلب را جذاب کرد.

از مقدمه که بگذریم نوبت متن یا بدنه اصلی مطلب است. این‌جا همان‌جایی است که شما حرف حساب‌تان را می‌زنید، اصل ماجرا را شرح و بسط می‌دهید، ایراد می‌گیرید، تحلیل می‌کنید، تعریف می‌کنید و این بخش ارتباط مستقیمی دارد با دانسته‌های شما، تحقیقات میدانی و غیر میدانی و زاویه نگاه‌تان درباره موضوع. 

پایان بندی هم مشخص است دیگر؛ آن قسمتی است که شما مطلب را جمع می‌کنید، گاهی با نتیجه گیری همراه است. گاهی با طرح یک سوال، گاهی با تعریف پایان ماجرا، گاهی با بیان یک عبرت و...

** نکته مهم: با این‌که مطلب را می‌شود به سه بخشی که نام برده شد تقسیم کرد ولی باید یادمان باشد که این سه بخش جزو یک مطلب واحد هستند. این تقسیم‌بندی فقط برای هدایت ذهن خود ما و خواننده مطلب به کار می‌رود. بگذارید بجای حرف اضافه یک مثال بزنم.

 

تیتر: حامد نادری به جمع مرغ‌ها پیوست

مقدمه: جای همه شما خالی دیروز عروسی ادمین سایت بود. بالاخره حامد نادری هم با چشمی‌هایی پر اشک و نیشی تا بناگوش باز دست عیالش را گرفت و به خانه خودش رفت تا زندگی عاشقانه‌شان را رسما آغاز کنند. البته این عروسی همچین هم بی‌حاشیه نبود.

(در قسمت مقدمه من سعی کردم با بیان یک خبر مهم (این خبر برای مخاطب من که بروبچ سایت هستند مهمه نه بقیه مردم) خواننده را جذب مطلب کنم. خواننده بعد از مطالعه تیتر و مقدمه کاملا می‌داند با چطور مطلبی سروکار دارد.)

بدنه اصلی: شما که می‌دانید؛ شاید هم ندانید! ولی وقتی این بروبچه‌های سایت دور هم جمع می‌شوند، انگار ابرهای مثبت و منفی به هم برخورد می‌کنند. خلاصه دیشب کل تالار داشتند با حیرت به ما که دور دو تا میز جمع شده بودیم نگاه می‌کردند و احتمالا از خودشان می‌پرسیدند: «خدا به دور! اینا رو کی راه داده این‌جا؟» حالا من کار ندارم که یک عده رفتند و با داماد عکس سلفی گرفتند! یا یک عده که اول اسم‌شان مجید حسین‌زاده است، از میز کناری میوه قرض(!) می‌گرفتند. ماجرایش مفصل است و در پستی جدا باید به آن پرداخت.

(در بدنه اصلی، من به تعریف کردن حاشیه عروسی پرداختم و به خواننده گفتم که قرار است در پستی جداگانه، شرح این شلوغ‌بازی‌ها را بخواند.)

پایان‌بندی: خلاصه این‌ها را نگفتم که فقط دل‌تان بسوزد؛ خواستم بگویم ادمین تا چند وقتی حسابی شمع و گل و پروانه‌ای است و الان بهترین وقت برای ادمین آزاری و گرفتن باج است، هر چه گرفتید، فیفتی فیفتی.

(در پایان بندی هم استنتاج خودم را از شرایط موجود گفتم.)


البته نوشتن این مطلب سرسری بود و موضوع هم دم دستی. امیدوارم شما هم در کامنت‌ها به بیان تجارب‌تان بپردازید و بگویید از چه راه‌هایی می‌شود یک مطلب منسجم‌ و پرکشش‌ نوشت. مثال یادتان نرود.

 .........................

منبع: سایت جیم

....................................

گزارش نویسی

دریافت
حجم: 872 کیلوبایت

۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر

تیتر + خبر

 بعد از این‌که ما سوژه را انتخاب کردیم. تصمیم می‌گیریم که در مورد این سوژه چه می‌خواهیم بگوییم. شاید فقط می‌خواهیم به عنوان یک خبر مطرحش کنیم، به طور مثال یارانه‌ها دو برابر شده و این مهم است که بقیه بدانند یا برای من یک اتفاق خنده دار افتاده و دوست دارم بقیه هم مطلع شوند. یا نقدی و تحلیلی نسبت به آن داریم که دوست داریم بیانش کنیم یا اصلا می‌خواهیم نظر مردم را راجع به آن بدانیم، یا نیت‌مان آموزش یک سری مهارت است و خیلی موارد دیگر که باید بنشینیم فکر کنیم و با توجه به هدف‌مان از نوشتن و نوع خواننده مطلب‌مان، آن‌ها را مشخص کنیم.

خب حالا من یک سوژه دارم، می‌دانم که چه چیزی هم قرار است بگویم. می‌ماند یک فرم مناسب برای بیان آن. فرم‌های خیلی زیادی برای گفتن یک حرف وجود دارد، بعضی‌ها در روزنامه‌نگاری مرسوم‌اند، مثل یادداشت، گزارش، مصاحبه، مقاله، طنز و... بعضی‌ها هم غیر مرسوم است، مثل آن چیزی که در خیلی وبلاگ‌ها می‌بینیم.

بعدتر در مورد چند فرم به درد بخور و رایج در نوشتن با هم صحبت می‌کنیم. اما موضوع صحبت امشب، پله اول این فرم‌هاست. چیزی که در هر مطلبی وجود دارد و بی شک مهم‌ترین قسمت یک مطلب به شمار می‌رود. بخشی که به آن تیتر می‌گوییم.

در مورد اهمیت تیتر هر چه بگویم کم است، هر کسی به نحوی برای تیتر ابراز چاکری می‌کند، یکی می‌گوید «تو قله روزنامه‌‌نگاری هستی»، دیگری می‌گوید «تو اصل مطلب هستی» یکی نعره می‌زند «بابا تو دیگه کی هستی!» و خلاصه این‌که تیتر خیلی مهم است، چون اولین قسمتی از مطلب شماست که دیگه می‌شود و اگر خواننده را جذب نکند و خدایی نکرده پس بزند، کلا دور خوانده شدن مطلب‌تان را خط قرمز بکشید.

 

|| تیتر خوب چه تیتریه؟

در مورد تیتر زنی کتاب‌های زیادی نوشتند، البته ما قرار نیست همه‌شان را بیاوریم این‌جا با هم بخوانیم چون در برنامه من یکی که نیست بروم برای نشریه تایمز تیتر بزنم. ولی یک سری اصول هست که در اکثر کتاب‌ها و منابع تکرار شده است.

خلاصه‌اش این می‌شود که تیتر باید تا حد امکان کوتاه و فشرده باشد، زیبا باشد، مثلا موزون، دارای قافیه و حرکت باشد و در عین حال با سبک نگارش متناسب. بعد هم تاکید شده که تیتر باید رسا و تاثیر گذار و به دور از ابهام باشد. یعنی خواننده اولا جذب زیبایی واژه‌ها (در تیتر زنی حرفه‌ای علاوه بر جذب به واژه باید یک رابطه ذهنی هم با تیتر بر قرار کند) شود، ثانیا با خواندن تیتر بفهمد که قرار است با چه مطلبی و چه موضوعی رو به رو شود.

یک سری اصول دیگر هم هست که البته به اندازه قبلی‌ها روی آن تاکید نشده و بعضی وقت‌ها قابل چشم پوشی است، مثلا این‌که سوالی نباشد، با حرف اضافه شروع نشود، فعل منفی در آن نباشد و...

خیلی حرف زدم بگذارید یک مثال بزنم.

همشهری جوان تیتر اصلی زده بود «علیرضا خنده» (مطلبی بود درباره علیرضا خمسه)

این تیتر هم کوتاه است، هم آهنگ خوبی دارد، هم با ذهن مخاطب بازی می‌کند و نا خودآگاه او را یاد علیرضا خمسه می‌اندازد.

نمونه تیترهای خوب زیاد است، برای این‌که مطلب طولانی‌تر از این نشود در کامنت‌ها هر کسی چند تیتر خوب می‌گوید و می‌نویسد که چرا از این تیترها خوشش آمده است.

 

تیتر اجزای مختلفی هم دارد، مثلا تیتر اصلی (که در همه مطالب هست) ، روتیتر ، زیر تیتر و میان تیتر و...

رو تیتر مقدمه و موخره‌ای است بر تیتر، البته شاید مطلب شما به روتیتر نیاز نداشته باشد (ما در سایت جیم به اشتباه برای همه مطالب روتیتر می‌گذاریم).

زیر تیتر هم به موازات تیتر می‌آید و در مواردی می‌آید که موضوعات مهم و متعددی باید تیتر شود.

میان‌تیتر هم در بین پاراگراف‌ها و برای ایجاد تنوع استفاده می‌شود.

البته ویژگی‌های بالا برای تمام اجزای تیتر بهتر است رعایت شود.

یک مثال: 

روتیتر: به دلیل تلفات در تونل میدان شهدا مشهد؛

تیتر اصلی: شهردار: عملیات را متوقف می‌کنیم

زیر تیتر: تلفات به بیش از 10 نفر رسید

.............................................................
منبع سایت جیم jeem.ir
.................................................

خبر

دریافت
حجم: 813 کیلوبایت
۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر