آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

خسرویه

| پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر
به پَی کیچه که انگشتر زَیی تِه
بَزی کِردیّ ودست بیشتر زَیی تِه
خادِ اُ چادرِ سِفِدی که سَرِت بی
مِچِرخیدی، به مُ خَنجَر زَیی تِه
( شاعر: میرزا علی رحیمی)

شعر

| دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۵۵ ق.ظ | ۰ نظر
از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کرده ی خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم قوچان هستیم

شعر

| يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۷ ق.ظ | ۰ نظر
گلی از شاخه اگر می چینیم
برگ برگش نکنیم
و به بادش ندهیم
لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم
و شبی چند از آن
هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم
شاید از باغچه ی کوچکِ اندیشه مان گل روید
"سهراب سپهری"

شعر

| چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر
اصلاح طلب بودن من جرم کمی نیست
این رد صلاحیتم از جانب آن است
باعث شده محرز نشود صلح دوچشمم
شورای نگهبان دلت با دگران است
(مریم حیدری)
به امید پیروزی اصولگرایان در انتخابات

شعر

| دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۹ ق.ظ | ۰ نظر
نه از مهر و نه از کین می نویسم 
نه از کفر و نه از دین می نویسم
دلم خون است ، می دانی برادر
دلم خون است ، از این می نویسم
قیصر امین پور

شعر

| جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۳۱ ب.ظ | ۱ نظر
ازشنبه درون خود تلنبار شدیم
تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر دیداریم
جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم

شعر

| جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر
طاقتم طاق شد و از تو نیامد خبری
جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری

شاعر

| سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

یک نفر دارد ته انبار شاعر می‌شود

ضمن دل دادن به یک آچار شاعر می‌شود


یک نفر هم مثل من در حال رفتن روی سن

موقع سوت و کف حضار شاعر می‌شود


در خصوص مولوی برخی ادیبان گفته‌اند

او پس از یک عالمه اصرار شاعر می‌شود


چون که می‌داند ندارد آب و نانی شاعری

عاقبت هم از سر اجبار شاعر می‌شود


بس که اخبار طرب انگیز دارد مملکت

عاقبت گوینده اخبار شاعر می‌شود


داخل ایران اگر تعطیل گردد سینما

احتمالا بعد از آن گلزار شاعر می‌شود


بی سحر هرکس بگیرد روزه در ماه صیام

نیمساعت مانده تا افطار شاعر می‌شود


از مسیحایی دم برخی پرستاران ما

در اتاق آی سی یو بیمار شاعر می‌شود


صد عوارض هست در بیکاری نسل جوان

اولیش این، آدم بیکار شاعر می‌شود


روزگاری از محبت خارها گل می‌شدند

تازگیها از محبت خار شاعر می‌شود


دائما شعر از گل و بلبل سراید آنکه او

داخل شلوارک گلدار شاعر می‌شود


دیده‌ای سردارها را در امور مختلف؟

این یکی را هم ببین، سردار شاعر می‌شود


شعر من یک ورد جادویی است می‌بینید که

هرکسی آن را کند تکرار شاعر می‌شود


هیچ کاری نیست آسانتر ز شاعر ساختن

بعد "شا" یک دانه "عر" بگذار شاعر می‌شود


کله یک غیر شاعر را فرو کن زیر آب

ول نکن، تا هفتصد بشمار، شاعر می‌شود

 


"سید امیر سادات موسوی 

شعرالنور

| جمعه, ۱۱ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ | ۱ نظر

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد 

برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن 

آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد 

 

شعری با لهجه قوچانی (خشم استاد)

| چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۵۴ ق.ظ | ۰ نظر

دیشب خواب استاد و دیدُم دوباره

دیدُم که لبخندی بر چهره داره

وقتی که نزدیک استاد رسیدُم

تازه فهمیدُم که چی تو سرش داره

نگاش کِردُم، ایجوری کِرد*۱

صداش کِردُم، یجوری کِرد

صدام لرزید، چشام گریون، ایجوری کِرد*۲

استاد فقط بیست پنج صدم، جون حُسینت

ای ترم، ترمِ آخرُمه، جونِ حُسینت

استاد که  ای حرف رِ شنید

یهویی از جایش پِرید

یک چَک که تو گوشُم کِشید

حسابِ کار دستُم رِسید

خونِت مگه رنگین تر از الباقیایِ

جونِت مگه عزیزتر از الباقیایِ

از او جایی که مُ تِ رِ  خیلی مُخامِت

ترمِ بعدَم هستی پیشُم، جمع کن پِلاسِت

(شاعر: خودم)

پ ن: ۱و۲: حالت اَخم