آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

ای داد به یارانه

یاران که غریبانه

رفتند از این خانه

رفتند به پیتزایی

خوردند لذیذانه

من مانده‌ام و نیمرو

یک شام فقیرانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

رفتم به بقالی

یک دوغ و یه نوشانه

بردم من از آنجا

با کارت یارانه

ای داد به یارانه

بی داد به یارانه

من در طلب نانم

اندر خم نانوایی

انداخت به من نانوا

یک نان خمیرانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

ای داد ندارم من 

در داخل این خانه

حتی یکی دو سه تا

یا چارتایی مرغانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

در آخر این داستان

پس نتیجه شد این‌که

من گشنه پلو خوردم

یک غذای جانانه

۲۰ مهر ۹۳ ، ۰۰:۴۵ ۰ نظر

بزرگداشت عالم ربانی در بهشت قوچان

ر راه رفتن به همایش در جاده بنرهایی شامل عکس آقا نجفی و محل و زمان برگزاری همایش برای علاقه‌مندان به شرکت در این همایش در فاصله‌های چند صد متری نصب گردیده است که انسان را ترغیب به رفتن به این همایش می‌کند. با ورود به جاده فرعی، نفرات هلال احمر که برای راهنمایی در نقطه نقطه مسیر استقرار یافته‌اند دیده می‌شوند. از روستاهای سر راه که عبور می‌کنیم به روستای خسرویه می‌رسیم، نیروی انتظامی در ابتدای روستا نرسیده به مسجد محل همایش، به علت اذدحام و شلوغی دستور توقف خودروها را می‌دهد. بعد از پیاده شدن از خودرو جمعیت عظیمی مشاهده می‌شود که در بیرون مسجد ایستاده‌اند. بعد از ورود به داخل مسجد بعد از اندک زمانی همایش شروع می‌شود.

یکایک مسئولین پشت تریبون می‌آیند و بعد از خوش آمدگویی به حضار به دلیل استقبال پرشور از این مراسم به معرفی زندگی نامه آیت الله آقا نجفی قوچانی می‌پردازند که در همین راستا آیت الله یعقوبی نماینده ولی فقیه در استان خراسان شمالی و امام جمعه بجنورد می‌گویند: همان طور که وقتی ستاره‌ای نورانیت دارد همه از نورانیت او استفاده می‌کنند آیت الله آقا نجفی قوچانی نیز عالمی است که همه از وجود او بهره‌مند می‌شدند. ایشان در پایان با تقدیر و تشکر از همه کسانی که برای این همایش زحمت کشیدند از حجت الاسلام عقیل فرزانه نیز به عنوان ادامه دهنده راه این عالم ربانی نام برد و از ایشان تقدیر و تشکر کرد .

 

** در حاشیه **

- در پایان مراسم بسته‌های فرهنگی شامل کتب آقا نجفی قوچانی به همراه  یک سی.دی که دربردارنده معرفی روستای خسرویه است بین حاضرین توزیع شد .

- گفتنی است خرج این مراسم مبلغی در حدود بیست و پنج میلیون تومان برآورد شده است.

- پذیرایی این همایش که در نوع خود جالب بود با آوردن یک بسته شامل میوه و شیرینی شروع و در ادامه برای صرف شام ابتدا زیتون پرورده، سپس نان حوال فاروج و در آخر با ماهی قزل الای خسرویه به همراه برنج به پایان رسید.

- پروژه گاز رسانی به این روستا در این همایش با حضور مسئولان افتتاح شد.

- یکی از سخنرانان با توجه به حضور  مسئولان صداوسیمای استان در این همایش درخواست فرستنده دیجیتال برای این روستا که تا این لحظه فقط وفقط دارای سه شبکه آنالوگ می‌باشد را مطرح کرد. همچنین پیشنهاد شد که از سال آینده با توجه به رحلت این عالم ربانی در نهم اردیبهشت بزرگداشتی برای ایشان در روستای خسرویه برگزار شود.

۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۰۸ ۰ نظر

ای جیم من شور و حال کو؟!

گفتی غزل بگو چه بگویم مجال کو

ای جیم من برای غزل شور و حال کو

گفتی قصیده بگو چه بگویم مجال کو

ای جیم من برای قصیده شور و حال کو

گفتی که مثنوی بگو چه بگویم مجال کو

ای جیم من برای مثنوی شور و حال کو

گفتی رباعی بگو چه بگویم مجال کو

ای جیم من برای رباعی شور و حال کو

گفتی که شعر نو بگو چه بگویم مجال کو

ای جیم من برای شعر نو شور و حال کو

رفتی و چاپ مطلب من بی جواب ماند

گفتی برای چاپ مطلب تو شور و حال کو

۰۴ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۴۴ ۰ نظر

برو سر کوچه محمود جان

به نام خداوند جان آفرین

خداوند آن و خداوند این

چنین گفت رستم به اسفندیار

برو رخشو از پارکینگ در بیار

بریم رو به سوی دکان عمو

بخریم خیار و کلم با لبو

که امشب میایند به خان‌مان

عمو، عمه و دایی و خالمان

یه امشب که آب رو داری کنیم

به از کار70مرد کاری کنیم

که یکهو بزد رستم آن کارت را

یارانه نریخته است ددم وای را

بزد زنگ رستم به تهمینه جان

که نشنیدی اخباری از یارانه، ای نور جان

که تهمینه در پاسخ او گفت

که ریزند یارانه را غم مخور

برو سر کوچه محمود جان

نسیه بخر هرچه خواهی از آن

برفتند خریدند و باز آمدند

سوی خانه با ساز و ناز آمدند

....

شاعر: خودم

۰۴ آبان ۹۲ ، ۰۰:۴۱ ۰ نظر

رسم زمونه

عجب رسمیه رسم زمونه قصه بنزو پای پیاده

میرن بنزدارها از اونا فقط رد لاستیکشون به جا می‌مونه

کجاس اون کوچه؟ کجاس کارخونه؟ ماشیناش کجان؟ خدا می‌دونه

سوئیچ بنز پولدارها هنوز گوشه طاقچه یا تو ایوونه

اژیرش پیچیده، تا هفتا کوچه، خودش کجاهاس، سینه قبرسستونه!

میرن بنزدارها از اونا فقط رد لاستیکشون به جا می‌مونه

چرخ یا گاری آقا جون هنوز گوشه حیاط یا تو پارکینگه، خودش کجاهاس خدا می‌دونه

می‌رن بنزدارها از اونا فقط رد لاستیکشون به جا می‌مونه

پرسید زیر لب، یکی با حسرت، از ما بی‌پولها چه یادگاری می‌خواد بمونه

 خدا می‌دونه...

(شاعر خودم)

۰۱ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۳۸ ۰ نظر