آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

آساک۱۳

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافیةَ وَ النَّصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیرِ انْصارِه وَ اعوانه وَ المُسْتَشْهَدینَ بَینَ یَدَیه

سایت دکتر احمدی نژاد فیلتر شد

| پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر


سایت دکتر محمود احمدی نژاد بدون هیچ دلیلی توسط دولت بنفش فیلتر شد.

13 راز نوشتن ایمیل های تاثیرگذار

| يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۲ ق.ظ | ۰ نظر


این روزها ارسال و دریافت ایمیل‌های زیاد کاری، سهم بزرگی در هماهنگی، یادآوری و انجام کار‌های روزمره در کسب و کار‌ها پیدا کرده است. نکته‌ی بد اینجاست که تعداد این ایمیل‌ها در گذر زمان به جای کم شدن، بیشتر و بیشتر می‌شود و جواب دادن به همه آن‌ها کاری سخت. در ادامه راز‌هایی درباره ایمیل‌ها به شما خواهیم گفت که نوشتن و تاثیرگذاری آن‌ها را چند برابر می‌کند. 
۱. گفتاری، اما زیبا بنویسید
بسیاری از ما زمانی که قصد نوشتن یک ایمیل را داریم مکلف به رعایت تمام اصول و قواعد نامه نگاری می‌شویم و کاملا آن را به صورت نوشتاری سخت و غیرقابل هضم درمی‌آوریم. کسب و کار‌های موفق این پیچیدگی‌ها را کنار می‌گذارند و به راحتی و حتی در ایمیل به صورت گفتاری با یکدیگر صحبت می‌کنند.
۲. اول پیش‌نویس کنید و بعد دوباره بنویسید
اول از همه تمام ایده‌هایی که در ذهن دارید را بدون هیچ ترسی درباره‌ی ترتیب یا لحن سخن بنوسید. بعد از ابتدا شروع کنید و جملات و کلمه‌ها را تا حد ممکن کوتاه‌تر و ساده‌تر کنید.
۳. درخواست پاسخ به ایمیل را واضح بگویید
اگر جواب واضح به ایمیل خود نیاز دارید یا می‌خواهید تصمیمی گرفته شود یا ارتباط با شخصی خاصی برقرار شود واضح و مشخص بگویید.
۴. تنها دوبار از «من» یا «ما» استفاده کنید (حداکثر)
شاید دوری کردن از این دو کلمه به صورت کلی کار بسیار سختی باشد، اما سعی کنید در سه جمله از ایمیل شما حداکثر یک یا دوباره «من» یا «ما» استفاده شود. استفاده از زیاد از حد از این دو کلمه شما را خودمحور نشان می‌دهد.
۵. سری به سر خواننده بزنید!
خود را به جای شخصی که قرار است ایمیل شما را دریافت کند بگذارید و چیز‌هایی که نوشته‌اید را بخوانید. جملاتی که نوشته‌اید جالب هستند؟ اگر نه جملاتی را تصور کنید که برای دریافت کننده ایمیل احتمالا جذاب خواهند بود. اکنون با توجه به این موضوع جملات را تغییر دهید یا دوباره بنوسید.
۶. جملات سنگین و پیچیده را به جملاتی ساده تبدیل کنید
هر جمله‌ای که بیش از یک ایده، توصیه، پیشنهاد، نظر و مواردی از این دست را در خود جای داده، بشکنید و دو جمله‌ی کوتاه‌تر برای راحتی بیشتر در خواندن بنویسید.
۷. از ساده‌ترین کلمات ممکن استفاده کنید
اگر کلمه‌ای کوتاه‌تر وجود دارد که می‌تواند منظور شما را منتقل کند، از آن استفاده کنید. مرحله‌ی بعد از این احتمالا استفاده از کلمات بسیار ساده اما با معنی گویاتر است.
۸. هر چیز گیج کننده‌ای را دوباره بنویسید
هر کلمه‌ی خارجی سخت در تلفظ یا غیرمتعارف را حذف کنید و از کلماتی ساده، سرراست و با معنی مستقیم استفاده کنید تا خواننده راحت منظور شما را متوجه شود.
۹. به ایمیل‌های خود شکلی ساده و سرراست بدهید
لازم نیست برای نوشتن ایمیل خود از فرمت‌های خاصی استفاده کنید که صفحه را شلوغ کند یا تمرکز خواننده را از بین ببرد. بسیاری از افراد تنها متن ایمیل‌ها را می‌خوانند.
۱۰. منظور خود را واضح و سریع بگویید
اگر قصد دارید درباره چیزی توضیح دهید، این توضیح را حداکثر در ۲ یا ۳ جمله جای دهید و اگر به بیش از این نیاز بود، در قالب یک متن یا سند به ایمیل پیوست کنید.
۱۱. از شکلک‌ها استفاده کنید :)
شکلک ها به راحتی می‌توانند حالت چهره‌ی شما را ترسیم کنند. زمانی که جملات از بیان حالت شما ناتوان می‌مانند، شکلک ها به راحتی اینکار را انجام می‌دهند. شکلک ها در ایمیل‌های غیررسمی موجود در کسب و کار شما کاملا مناسب هستند.
۱۲. اندازه‌ی فونت را تغییر دهید و دوباره بخوانید
با تغییر کلمات در صفحه، دوباره ایمیل را بخوانید تا متوجه تمام چیز‌هایی که نوشته‌اید شوید؛ نه اینکه تصوری از نوشته‌ی خود در ذهن داشته باشید. در همین حین ممکن است اشتباهاتی را پیدا کنید که در صورت انجام ندادن این تغییر کوچک، ممکن بود از آن‌ها غافل بمانید.
۱۳. بلند بخوانید تا تاثیر آن را متوجه شوید
خواندن بلند جملاتی که نوشته‌اید کمک می‌کند کلمات نامتعارف در هر جمله را پیدا کنید.

غزلی مبهم شد

| سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۶ ق.ظ | ۰ نظر

ابتدای سفرم شادی و غم توام شد

شادی و غم غزلی شد، غزلی مبهم شد


فاصله مشکل من بود، که در این جاده

چارده مرتبه این فاصله کم شد، کم شد


ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم،گنبد خضرا خم شد


خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد


بعد هم پشت همان پنجره رویایی

چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد


خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد


گریه کردم، عطش آمد به سراغم،گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد


آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم

کعبه شش گوشه شد آنگاه دلم محرم شد


روی سجاده خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد


زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد به محمد که میسر هم شد


من مسلمان شده مذهب چشمی هستم

که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد


سالها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد


کاروان دل من بسکه خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ابریشم شد


سالها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد


داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد


یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد


بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد...


﴿سید حمیدرضا برقعی﴾

مداحی محمد اصفهانی

| جمعه, ۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۹ ق.ظ | ۰ نظر




مدت زمان: 2 دقیقه 51 ثانیه 

دریافت
حجم: 3.41 مگابایت

مداحی محمد اصفهانی؛ یار میگوید حسین دلدار میگویدحسین

پ ن: قدیمیه ولی از این مداحی های امروزی خیلی بهتره

...

| پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ق.ظ | ۱ نظر

نمیدانم دلم دیوانهٔ کیست

کجا آواره و در خانهٔ کیست

نمیدونم دل سر گشتهٔ مو

اسیر نرگس مستانهٔ کیست


«دوبیتی شماره ۱۳ - باباطاهر»

در انتظار پاییز

| سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ق.ظ | ۰ نظر
دارد پاییز مى رسد
انار نیستم
برسم به دست هاى تو
برگم
پُر از اضطرابِ افتادن...

«رضا کاظمى»

برگ های زرد

| يكشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ق.ظ | ۰ نظر
تا تو نقاش
دل تنگ منی
دقت کن
برگ ها را نکُنی زرد
دلم می گیرد

«نجمه زارع»

کولاک عشق

| چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر
باید دل من بمیرد و خاک شود
تا خاطر تو ز خاطرم پاک شود
هرچند که گفته ام برو اما عشق
ای کاش که در مسیر کولاک شود

«شاهد بنی اسدی»

بیانات رهبری در رابطه با میانمار

| پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

 



مدت زمان: 2 دقیقه 21 ثانیه 

دریافت
حجم: 6.47 مگابایت

دو ماهِ پیشِ رو

| چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

بیش از دو ماهه که الکتریکی رو راه انداختیم، اونم با بودجه سه میلیون تومنی ( نفری یک و نیم میلیون ).

از قبل از ماه رمضون شروع کردیم و یک ماه و چند روزه مغازه رو از صفر به صد رسوندیم، از کفِش بگیرید تا دیوارها و سقف و شیشه سکوریت و... . ( قشنگ چند ده کیلویی لاغر کردیم خخخ ).

بودجه رو ریختیم وسط، شد دو تا میز ویترینی، یه میز اداری، دو تا صندلی، قفسه ها و الباقی هم صرف خرید جنس شد.

با کلی مکافات سر اسم انتخاب کردن، اسمش شد نور. با مخالفت صاحب مغازه مبنی بر زدن شبرنگ روی شیشه سکوریت، به غیر از کلمه ی الکتریکی که با LED درست شد، الباقی رو روی کاغذ A4 نوشتیم به شیشه زدیم.

چون مغازه، غربی بود، از ظهر به بعد آفتاب، مستقیم می تابید و مغازه رو به کوره تبدیل می کرد و طبیعتاً بابت این اتفاق، نیمی از فضای مغازه رو از دست دادیم و قفسه ها تنها روی یک دیوار جا خوش کردند. برای در امان موندن جنس های داخل میزهای پیشخوان ناچار به استفاده از پرده شدیم، با اینکه شبیه آرایشگاه های زنانه شده بود ولی چاره ای نداشتیم.

خان دوم، تبلیغات و به طبَع آن، تهیه ی کارت ویزیت بود. کارت ها دو طرفه چاپ شد تا کوروکی مغازه  پشت کارت ها چاپ بشه و به کسانی که آشناییتی با اون محل نداشتند برای بهتر پیدا کردن مغازه کمک کنه. 

خان سوم، تابلوی سر در مغازه، از عکس یک موز که تو اینترنت دیدیم شروع شد. به تقلید از اون یه لامپ کم مصرف رو در ابعاد یک در سه متر روی بنر چاپ کردیبم و به کمک کابینت ساز محل، روی ورقه ی کابینت چسبوندیم و سر در مغازه زدیم، انصافا ایده ی خوبی بود فقط ایرادش این بود که شب ها دیده نمی شد.

الان بیش از دو ماهه که الکتریکی رو راه انداختیم، الحمداللّه نسبت به بوده مون درامد خوب بوده، البته به قول کاسب ها باید یه پنج شش ماهی رو از جیب بخوریم تا به سوددهی برسیم.